عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
9
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
از ازدهاك ( اژدها ) است . اهالى يمن او را از نژاد خويش دانند و ابو نواس در قصيدهء خود بدين مضمون بوجود او باليده : و كان منّا الضّحاك يعبده * الخابل و الجنّ فى مساربها « 1 » و مقصود شاعر از خابل همان شيطان بوده است . اين پادشاه را اعراب ضحاك بن علوان و ايرانيان بيوراسب بن اندر ماسب از اولاد سيامك بن كيومرث دانستهاند و بدين مناسبت او را بيوراسب گفتهاند كه بيور در زبان پهلوى تعداد بيش از صد هزار « 2 » را گفتهاند و چون ضحاك بيش از يكصدهزار اسب مزيّن بزين و يراق و ساير وسائل مربوطه داشته او را بيوراسب يعنى صاحب صدهزار اسب خواندهاند . پدرش پادشاه يمن بوده و شيطان ضحاك را بكشتن پدر اغوا و او را تحريص كرد كه چنانچه او را هلاك سازى به تو قول مىدهم كه جمشيد مقهور تو گردد و تو بر هفت اقليم مسلّط شوى . ضحاك كه خائنانه بكشتن پدر موفّق گرديد بما يملك او دست يافته خود را قادر بتهيّهء وسائل لازمه براى جنگ با جمشيد و بردن تاج و تخت او ديد . چندى اين خيال در سر ميپخت و آهنگ اجراى آن داشت . روزى شيطان به صورت بشر بر او ظاهر گشته گفت : من طبّاخ قابلى هستم كه در صنعت تهيّهء غذاهاى لايق خوان پادشاهى كه خود تصديق كنى مهارت تام و تمام دارم . باستخدام من حاضرى يا نه ؟ ضحاك امتحانا او را بتهيّهء غذائى امر داد تا هنرش بيازمايد چون غذا فوق العاده گوارا و مطبوع بود او را مأمور مطبخ خود نمود . در اين زمان كسى گوشت نميخورد ابليس كه ميخواست ضحاك براى بيرحمى و خونريزى و اطاعت از اوامر او باستعمال آن معتاد شود بدوا از گوشت پرندگان و برّه شروع و متدرّجا بميش و گاو پرداخته غذاهائى بسيار مطبوع از آنها ساخت چنان كه ضحاك از لذيذى اغذيهء مزبوره به خوردن گوشت راغب و به خوردن حيوانى معتاد گرديد و نتوانست از آن صرفنظر كند بالنتيجه اكول و حريض شد . المعدة شيطان رجيم « 3 » ضحاك ابليس را از لياقت در كار خود
--> ( 1 ) يكى از ما ضحاك بود كه شيطان و اجنّه در چمنزارها او را عبادت ميكردند . ( 2 ) بيور بمعنى دههزار است . ( 3 ) شكم شيطان مردودى است .